سطح B2فعل

sich ausleben

از زندگی لذت بردن، خود را شکوفا کردن

English: to enjoy life, to fulfill oneself

صرف فعل sich ausleben

حال
er lebt sich aus
گذشته‌ی ساده
lebte sich aus
پرفکت
hat sich ausgelebt

جمله‌ی مثال با sich ausleben

  • In der Kunst kann er sich kreativ ausleben.

    در هنر او می‌تواند خود را خلاقانه شکوفا کند.

مترادف و متضاد

«sich ausleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.