سطح C2فعل

schwirren

وزوز کردن، پرواز کردن

English: to buzz, to whir

صرف فعل schwirren

حال
er schwirrt
گذشته‌ی ساده
schwirrte
پرفکت
ist geschwirrt
امری
schwirr! / schwirrt!
  • ich schwirre
  • du schwirrst
  • er/sie/es schwirrt
  • wir schwirren
  • ihr schwirrt
  • sie schwirren

جمله‌ی مثال با schwirren

  • Fliegen schwirren um uns herum wie Elektronen um Atomkerne.

    مگس‌ها دور ما می‌چرخند، مثل الکترون‌ها دور هسته‌ی اتم.

«schwirren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.