سطح A1فعل

tanzen

رقصیدن

English: to dance

صرف فعل tanzen

حال
er tanzt
گذشته‌ی ساده
er tanzte
پرفکت
hat getanzt
امری
tanze! / tanzt!
  • ich tanze
  • du tanzt
  • er/sie/es tanzt
  • wir tanzen
  • ihr tanzt
  • sie tanzen

جمله‌ی مثال با tanzen

  • Sie tanzt gern auf Partys.

    او در مهمانی‌ها زیاد می‌رقصد.

«tanzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.