تکدادن، قلقلک دادن
English: to flick, snap
Sie schnippte mit den Fingern, um den Kellner zu rufen.
او با انگشتانش صدا درآورد تا گارسون را صدا کند.
«schnippen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.