[ˈʃnɪpn̩]
تکدادن، قلقلک دادن
معنی، مثال و مترادفِ schnippen ←Sie schnippte mit den Fingern, um den Kellner zu rufen.
او با انگشتانش صدا درآورد تا گارسون را صدا کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی