سطح C1فعل

schnellen

جهیدن، بالا پریدن

English: to leap, spring up

صرف فعل schnellen

حال
er schnellt
گذشته‌ی ساده
schnellte
پرفکت
hat geschnellt
امری
schnell! / schnellt!
  • ich schnelle
  • du schnellst
  • er/sie/es schnellt
  • wir schnellen
  • ihr schnellt
  • sie schnellen

جمله‌ی مثال با schnellen

  • Der Ball schnellte in die Höhe.

    توپ به بالا جهید.

«schnellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.