سطح C1فعل

schmieden

آهنگری کردن، ساختن

English: to forge

صرف فعل schmieden

حال
er schmiedet
گذشته‌ی ساده
schmiedete
پرفکت
hat geschmiedet
امری
schmiede! / schmiedet!
  • ich schmiede
  • du schmiedest
  • er/sie/es schmiedet
  • wir schmieden
  • ihr schmiedet
  • sie schmieden

جمله‌ی مثال با schmieden

  • Wir schmieden Pläne für unseren Urlaub.

    داریم برای تعطیلات‌مان نقشه می‌کشیم.

«schmieden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.