سطح C2فعل

schmachten

عشق ورزیدن، دلتنگی

English: to pine, to yearn

صرف فعل schmachten

حال
er schmachtet
گذشته‌ی ساده
schmachtete
پرفکت
hat geschmachtet
امری
schmacht! / schmachtet!
  • ich schmachte
  • du schmachtest
  • er/sie/es schmachtet
  • wir schmachten
  • ihr schmachtet
  • sie schmachten

جمله‌ی مثال با schmachten

  • Die Hitze lässt mich nach einem Eis schmachten!

    این گرما دلم را می‌خواهد که بستنی بخورم!

«schmachten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.