سطح C2فعل

schmälern

کاستن، نقص کردن

English: to diminish, to reduce

صرف فعل schmälern

حال
er schmälert
گذشته‌ی ساده
schmälerte
پرفکت
hat geschmälert
امری
schmälere! / schmälert!
  • ich schmälere
  • du schmälerst
  • er/sie/es schmälert
  • wir schmälern
  • ihr schmälert
  • sie schmälern

جمله‌ی مثال با schmälern

  • Weitere Ausschmückungen oder Verzierungen würden nur die Vollkommenheit seiner Einfachheit schmälern.

    هرگونه تزئین یا آرایش اضافه فقط از کمال سادگی‌اش می‌کاهد.

«schmälern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.