سطح C1فعل

schiefgehen

اشتباه پیش رفتن

English: to go wrong

صرف فعل schiefgehen

حال
er geht schief
گذشته‌ی ساده
ging schief
پرفکت
ist schiefgegangen
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es geht schief
  • wir schiefgehen
  • ihr —
  • sie schiefgehen

جمله‌ی مثال با schiefgehen

  • Wird schon schiefgehen.

    بالاخره درست می‌شود.

«schiefgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.