سطح C1فعل

missglücken

ناکام ماندن / با شکست مواجه شدن

English: to fail, to be unsuccessful

صرف فعل missglücken

حال
es missglückt
گذشته‌ی ساده
missglückte
پرفکت
ist missglückt
امری
missglücke! / missglückt!
  • ich missglücke
  • du missglückst
  • er/sie/es missglückt
  • wir missglücken
  • ihr missglückt
  • sie missglücken

جمله‌ی مثال با missglücken

  • Der Versuch ist leider völlig missglückt.

    این تلاش متأسفانه کاملاً ناکام ماند.

مترادف و متضاد

«missglücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.