سطح C1فعل

revolutionieren

متحول کردن / انقلاب ایجاد کردن

English: to revolutionize

صرف فعل revolutionieren

حال
er revolutioniert
گذشته‌ی ساده
revolutionierte
پرفکت
hat revolutioniert
امری
revolutionier! / revolutioniert!
  • ich revolutioniere
  • du revolutionierst
  • er/sie/es revolutioniert
  • wir revolutionieren
  • ihr revolutioniert
  • sie revolutionieren

جمله‌ی مثال با revolutionieren

  • Die Erfindung soll den Markt revolutionieren.

    قرار است این اختراع بازار را متحول کند.

مترادف و متضاد

«revolutionieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.