سطح A1فعل

reisen

سفر کردن

English: to travel

صرف فعل reisen

حال
er reist
گذشته‌ی ساده
reiste
پرفکت
ist gereist
امری
reise! / reist!
  • ich reise
  • du reist
  • er/sie/es reist
  • wir reisen
  • ihr reist
  • sie reisen

جمله‌ی مثال با reisen

  • Ich reise sehr gern.

    من با کمال میل سفر می‌کنم.

مترادف و متضاد

«reisen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.