[ˈʁaɪ̯fn̩]
رسیدن، پختن
معنی، مثال و مترادفِ reifen ←Wein wird in Fässer gefüllt um zu reifen.
شراب رو میریزن تو بشکه تا کهنه بشه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی