سطح B1فعل

rechten

دادخواهی کردن

English: to litigate, to sue

صرف فعل rechten

حال
er rechtet
گذشته‌ی ساده
rechtete
پرفکت
hat gerechtet
امری
recht! / rechtet!
  • ich rechte
  • du rechtest
  • er/sie/es rechtet
  • wir rechten
  • ihr rechtet
  • sie rechten

جمله‌ی مثال با rechten

  • Er rechte mit seinem Nachbarn.

    او با همسایه‌اش دادخواهی کرد.

«rechten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.