سطح C2فعل

rammen

شاخ به شاخ زدن، کوبیدن

English: to ram, to collide with

صرف فعل rammen

حال
er rammt
گذشته‌ی ساده
rammte
پرفکت
hat gerammt
امری
ramme! / rammt!
  • ich ramme
  • du rammst
  • er/sie/es rammt
  • wir rammen
  • ihr rammt
  • sie rammen

جمله‌ی مثال با rammen

  • Der Räuber versuchte, ein Messer in den Jungen zu rammen.

    دزد سعی کرد چاقو رو تو پسرک فرو کنه.

«rammen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.