شاخ به شاخ زدن، کوبیدن
English: to ram, to collide with
Der Räuber versuchte, ein Messer in den Jungen zu rammen.
دزد سعی کرد چاقو رو تو پسرک فرو کنه.
«rammen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.