[ˈʁamən]
شاخ به شاخ زدن، کوبیدن
معنی، مثال و مترادفِ rammen ←Der Räuber versuchte, ein Messer in den Jungen zu rammen.
دزد سعی کرد چاقو رو تو پسرک فرو کنه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی