سطح A2فعل

schlagen

زدن

English: to hit, strike

صرف فعل schlagen

حال
er schlägt
گذشته‌ی ساده
schlug
پرفکت
hat geschlagen
امری
schlag! / schlagt!
  • ich schlage
  • du schlägst
  • er/sie/es schlägt
  • wir schlagen
  • ihr schlagt
  • sie schlagen

جمله‌ی مثال با schlagen

  • Der Mann schlägt den Nagel in die Wand.

    مرد میخ را به دیوار می‌کوبد.

مترادف و متضاد

مترادف

«schlagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.