سطح B2فعل

prügeln

کتک زدن

English: to beat, to thrash

صرف فعل prügeln

حال
er prügelt
گذشته‌ی ساده
prügelte
پرفکت
hat geprügelt
امری
prügle! / prügelt!
  • ich prügle
  • du prügelst
  • er/sie/es prügelt
  • wir prügeln
  • ihr prügelt
  • sie prügeln

جمله‌ی مثال با prügeln

  • Bitte hört auf, euch zu prügeln!

    لطفاً دست از کتک‌کاری بردارید!

«prügeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.