سطح A1فعل

planen

برنامه ریزی، طراحی کردن

English: to plan, to design

صرف فعل planen

حال
er plant
گذشته‌ی ساده
er plante
پرفکت
hat geplant
امری
plane! / plant!
  • ich plane
  • du planst
  • er/sie/es plant
  • wir planen
  • ihr plant
  • sie planen

جمله‌ی مثال با planen

  • Wir planen eine Reise.

    ما یک سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم.

مترادف و متضاد

«planen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.