شکست خوردن، ناموفق بودن
English: to fail, to be unsuccessful
Der Plan ist trotz aller Bemühungen misslungen.
این طرح با وجود همه تلاشها شکست خورد.
«misslingen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.