سطح C1فعل

misslingen

شکست خوردن، ناموفق بودن

English: to fail, to be unsuccessful

جمله‌ی مثال با misslingen

  • Der Plan ist trotz aller Bemühungen misslungen.

    این طرح با وجود همه تلاش‌ها شکست خورد.

«misslingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.