سطح B2فعل

ablenken

حواس را پرت کردن

English: to distract

صرف فعل ablenken

حال
er lenkt ab
گذشته‌ی ساده
lenkte ab
پرفکت
hat abgelenkt
امری
lenk ab! / lenkt ab!
  • ich lenke ab
  • du lenkst ab
  • er/sie/es lenkt ab
  • wir lenken ab
  • ihr lenkt ab
  • sie lenken ab

جمله‌ی مثال با ablenken

  • Geh ihn ablenken!

    برو حواسش را پرت کن!

«ablenken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.