سطح C2فعل

laben

سیراب کردن

English: to refresh, to quench

صرف فعل laben

حال
er labt
گذشته‌ی ساده
labte
پرفکت
hat gelabt
امری
lab! / labt!
  • ich labe
  • du labst
  • er/sie/es labt
  • wir laben
  • ihr labt
  • sie laben

جمله‌ی مثال با laben

  • Das kalte Wasser labte die durstigen Wanderer.

    آب خنک، کوهنوردان تشنه را سیراب کرد.

«laben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.