سطح B2فعل

auffrischen

تازه کردن / مرور کردن

English: to refresh, to review

صرف فعل auffrischen

حال
er frischt auf
گذشته‌ی ساده
frischte auf
پرفکت
hat aufgefrischt
امری
frisch auf! / frischt auf!
  • ich frische auf
  • du frischst auf
  • er/sie/es frischt auf
  • wir frischen auf
  • ihr frischt auf
  • sie frischen auf

جمله‌ی مثال با auffrischen

  • Ich möchte mein Deutsch auffrischen.

    من می‌خواهم آلمانی‌ام را مرور (تازه) کنم.

مترادف و متضاد

«auffrischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.