سطح C2فعل

erfrischen

خنک کردن، تازه کردن

English: to refresh, to cool

صرف فعل erfrischen

حال
er erfrischt
گذشته‌ی ساده
erfrischte
پرفکت
hat erfrischt
امری
erfrisch! / erfrischt!
  • ich erfrische
  • du erfrischst
  • er/sie/es erfrischt
  • wir erfrischen
  • ihr erfrischt
  • sie erfrischen

جمله‌ی مثال با erfrischen

  • Ein kaltes Getränk erfrischt mich an heißen Tagen.

    یک نوشیدنی خنک در روزهای گرم مرا تازه می‌کند.

«erfrischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.