سطح C2فعل

kribbeln

سوزن سوزن شدن، قلقلک

English: to tingle, to prickle

صرف فعل kribbeln

حال
er kribbelt
گذشته‌ی ساده
kribbelte
پرفکت
hat gekribbelt
امری
kribble! / kribbelt!
  • ich kribble
  • du kribbelst
  • er/sie/es kribbelt
  • wir kribbeln
  • ihr kribbelt
  • sie kribbeln

جمله‌ی مثال با kribbeln

  • Als ich Cola trank, fing meine Zunge an zu kribbeln.

    وقتی کولا خوردم، زبانم شروع کرد به سوزن سوزن شدن.

«kribbeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.