سطح C2فعل

kitzeln

نوازش کردن، قلقلک دادن

English: to tickle, to caress

صرف فعل kitzeln

حال
er kitzelt
گذشته‌ی ساده
kitzelte
پرفکت
hat gekitzelt
امری
kitzele! / kitzelt!
  • ich kitzele
  • du kitzelst
  • er/sie/es kitzelt
  • wir kitzeln
  • ihr kitzelt
  • sie kitzeln

جمله‌ی مثال با kitzeln

  • Hör auf, mich zu kitzeln!

    دست از قلقلک دادنم بردار!

«kitzeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.