سطح A1فعل

krankgeschrieben

مرخصی استعلاجی گرفتن / بیمار و دستور استراحت پزشک

English: on sick leave

صرف فعل krankgeschrieben

حال
er ist krankgeschrieben
گذشته‌ی ساده
er war krankgeschrieben
پرفکت
er ist krankgeschrieben gewesen

جمله‌ی مثال با krankgeschrieben

  • Er ist drei Tage krankgeschrieben.

    او سه روز مرخصی استعلاجی گرفته است.

«krankgeschrieben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.