سطح A1صفت

krank

بیمار / مریض

English: ill, sick

جمله‌ی مثال با krank

  • Er ist schon seit einer Woche krank.

    او از یک هفته پیش بیمار است.

  • Er liegt heute im Bett, weil er krank ist.

    او امروز در رختخواب است چون بیمار است.

مترادف و متضاد

«krank» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.