[ˈkʁaŋkɡəˌʃʁiːbn̩]
مرخصی استعلاجی گرفتن / بیمار و دستور استراحت پزشک
معنی، مثال و مترادفِ krankgeschrieben ←Er ist drei Tage krankgeschrieben.
او سه روز مرخصی استعلاجی گرفته است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی