سطح C1فعل

beugen

خم کردن، تسلیم شدن

English: to bend, to bow

صرف فعل beugen

حال
er beugt
گذشته‌ی ساده
beugte
پرفکت
hat gebeugt
امری
beuge! / beugt!
  • ich beuge
  • du beugst
  • er/sie/es beugt
  • wir beugen
  • ihr beugt
  • sie beugen

جمله‌ی مثال با beugen

  • Ich kann den Kopf nicht beugen.

    نمی‌توانم سرم را خم کنم.

«beugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.