سطح B2فعل

schwächen

ضعیف کردن

English: to weaken

صرف فعل schwächen

حال
er schwächt
گذشته‌ی ساده
schwächte
پرفکت
hat geschwächt
امری
schwäch! / schwächt!
  • ich schwäche
  • du schwächst
  • er/sie/es schwächt
  • wir schwächen
  • ihr schwächt
  • sie schwächen

جمله‌ی مثال با schwächen

  • Keine Verleumdung kann jemals mein Pflichtgefühl schwächen.

    هیچ تهمتی هرگز نمی‌تواند حس وظیفه‌شناسی مرا تضعیف کند.

«schwächen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.