جمعآوری سفارش (از انبار)
English: to pick, to assemble orders
Der Mitarbeiter muss noch fünf Aufträge kommissionieren.
همکار انبار باید هنوز پنج سفارش را جمعآوری کند.
«kommissionieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.