سطح B2فعل

killen

کشتن

English: to kill

صرف فعل killen

حال
er killt
گذشته‌ی ساده
killte
پرفکت
hat gekillt
امری
kille! / killt!
  • ich kille
  • du killst
  • er/sie/es killt
  • wir killen
  • ihr killt
  • sie killen

جمله‌ی مثال با killen

  • Der Gangster wollte seinen Rivalen killen.

    گنگستر می‌خواست رقیبش را بکشد.

  • Der Jäger musste das verletzte Tier killen.

    شکارچی مجبور شد حیوان زخمی را بکشد.

«killen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.