سطح C2فعل

inszenieren

کارگردانی کردن، صحنه‌آرایی

English: to stage, to direct

صرف فعل inszenieren

حال
er inszeniert
گذشته‌ی ساده
inszenierte
پرفکت
hat inszeniert
امری
inszeniere! / inszeniert!
  • ich inszeniere
  • du inszenierst
  • er/sie/es inszeniert
  • wir inszenieren
  • ihr inszeniert
  • sie inszenieren

جمله‌ی مثال با inszenieren

  • Der Regisseur inszeniert das Theaterstück sehr modern.

    کارگردان نمایش را بسیار مدرن کارگردانی می‌کند.

«inszenieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.