سطح B2فعل

inhalieren

استنشاق کردن

English: to inhale

صرف فعل inhalieren

حال
er inhaliert
گذشته‌ی ساده
inhalierte
پرفکت
hat inhaliert
امری
inhalier! / inhaliert!
  • ich inhaliere
  • du inhalierst
  • er/sie/es inhaliert
  • wir inhalieren
  • ihr inhaliert
  • sie inhalieren

جمله‌ی مثال با inhalieren

  • Der Arzt empfiehlt, den Dampf zu inhalieren.

    دکتر توصیه می‌کند بخار را استنشاق کنید.

  • Bitte tief inhalieren und dann langsam ausatmen.

    لطفاً عمیق استنشاق کنید و سپس به آرامی بازدم کنید.

«inhalieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.