[ɪnhaˈliːʁən]
استنشاق کردن
معنی، مثال و مترادفِ inhalieren ←Der Arzt empfiehlt, den Dampf zu inhalieren.
دکتر توصیه میکند بخار را استنشاق کنید.
Bitte tief inhalieren und dann langsam ausatmen.
لطفاً عمیق استنشاق کنید و سپس به آرامی بازدم کنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی