سطح B2فعل

implementieren

پیاده‌سازی کردن (کد یا سیستم)

English: to implement

جمله‌ی مثال با implementieren

  • Wir müssen diese Funktion bis zum nächsten Sprint implementieren.

    ما باید این قابلیت را تا اسپرینت بعدی پیاده‌سازی کنیم.

«implementieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.