سطح B2فعل

programmieren

برنامه‌نویسی کردن

English: to program

صرف فعل programmieren

حال
er programmiert
گذشته‌ی ساده
er programmierte
پرفکت
hat programmiert
امری
programmiere! / programmiert!
  • ich programmiere
  • du programmierst
  • er/sie/es programmiert
  • wir programmieren
  • ihr programmiert
  • sie programmieren

جمله‌ی مثال با programmieren

  • Er lernt gerade, Python zu programmieren.

    او در حال یادگیری برنامه‌نویسی پایتون است.

مترادف و متضاد

مترادف

«programmieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.