زیرساخت
English: infrastructure
Die Infrastruktur der Stadt muss verbessert werden.
زیرساخت شهر باید بهبود یابد.
Die Infrastruktur für Radfahrer muss verbessert werden.
زیرساخت برای دوچرخهسواران باید بهبود یابد.
مترادف
«Infrastruktur» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.