سطح C2فعل

humpeln

لنگیدن

English: to limp

صرف فعل humpeln

حال
er humpelt
گذشته‌ی ساده
humpelte
پرفکت
ist gehumpelt
امری
humpel! / humpelt!
  • ich humpele
  • du humpelst
  • er/sie/es humpelt
  • wir humpeln
  • ihr humpelt
  • sie humpeln

جمله‌ی مثال با humpeln

  • Ich kann nicht gehen, aber ich kann auf jeden Fall humpeln.

    نمی‌توانم راه بروم، اما قطعاً می‌توانم لنگان لنگان بروم.

«humpeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.