[ˈhʊmpl̩n]
لنگیدن
معنی، مثال و مترادفِ humpeln ←Ich kann nicht gehen, aber ich kann auf jeden Fall humpeln.
نمیتوانم راه بروم، اما قطعاً میتوانم لنگان لنگان بروم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی