سطح B1فعل

hinsetzen

نشستن

English: to sit down

صرف فعل hinsetzen

حال
er setzt hin
گذشته‌ی ساده
setzte hin
پرفکت
hat hingesetzt
امری
setz hin! / setzt hin!
  • ich setze hin
  • du setzt hin
  • er/sie/es setzt hin
  • wir setzen hin
  • ihr setzt hin
  • sie setzen hin

جمله‌ی مثال با hinsetzen

  • Ich muss mich hinsetzen.

    باید بنشینم.

«hinsetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.