سطح B1فعل

hexen

جادو کردن

English: to cast a spell

صرف فعل hexen

حال
er hext
گذشته‌ی ساده
hexte
پرفکت
hat gehext
امری
hex! / hext!
  • ich hexe
  • du hext
  • er/sie/es hext
  • wir hexen
  • ihr hext
  • sie hexen

جمله‌ی مثال با hexen

  • Ich kann nicht hexen.

    من نمی‌توانم جادو کنم.

«hexen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.