فرستادن
English: to send
Wenn es so ist, dann muss ich meine Tochter dort hinschicken.
اگه اینطوره، پس باید دخترم رو اونجا بفرستم.
«hinschicken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.