سطح C2فعل

delegieren

واگذار کردن، نمایندگی دادن

English: to delegate

صرف فعل delegieren

حال
er delegiert
گذشته‌ی ساده
delegierte
پرفکت
hat delegiert
امری
delegiere! / delegiert!
  • ich delegiere
  • du delegierst
  • er/sie/es delegiert
  • wir delegieren
  • ihr delegiert
  • sie delegieren

جمله‌ی مثال با delegieren

  • Was Markku am besten kann, ist delegieren.

    بهترین کاری که مارکو بلده، محول کردن کارها به دیگرانه.

«delegieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.