سطح C2فعل

herumtreiben

ولگردی کردن

English: to loiter, roam

صرف فعل herumtreiben

حال
er treibt herum
گذشته‌ی ساده
trieb herum
پرفکت
hat herumgetrieben
امری
treib herum! / treibt herum!
  • ich treibe herum
  • du treibst herum
  • er/sie/es treibt herum
  • wir treiben herum
  • ihr treibt herum
  • sie treiben herum

جمله‌ی مثال با herumtreiben

  • Du solltest dich nicht mit solchen Leuten herumtreiben.

    نباید با این جور آدم‌ها رفت و آمد کنی.

«herumtreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.