سطح C2فعل

herumsitzen

دور نشستن، بیکار نشستن

English: to sit around

صرف فعل herumsitzen

حال
er sitzt herum
گذشته‌ی ساده
saß herum
پرفکت
hat herumgesessen
امری
sitz herum! / sitzt herum!
  • ich sitze herum
  • du sitzt herum
  • er/sie/es sitzt herum
  • wir sitzen herum
  • ihr sitzt herum
  • sie sitzen herum

جمله‌ی مثال با herumsitzen

  • Ich ziehe harte Arbeit herumsitzen vor.

    من کارِ سخت رو به نشستن و بی‌کاری ترجیح می‌دم.

«herumsitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.