سطح C2فعل

herumfahren

گشتن، دور زدن

English: to drive around

صرف فعل herumfahren

حال
er fährt herum
گذشته‌ی ساده
fuhr herum
پرفکت
ist herumgefahren
امری
fahr herum! / fahrt herum!
  • ich fahre herum
  • du fährst herum
  • er/sie/es fährt herum
  • wir fahren herum
  • ihr fahrt herum
  • sie fahren herum

جمله‌ی مثال با herumfahren

  • Hier muss man Stunden herumfahren, um einen Parkplatz zu finden.

    اینجا باید ساعت‌ها بچرخی تا یک جای پارک پیدا کنی.

«herumfahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.