گشتن، دور زدن
English: to drive around
Hier muss man Stunden herumfahren, um einen Parkplatz zu finden.
اینجا باید ساعتها بچرخی تا یک جای پارک پیدا کنی.
«herumfahren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.