بیرون بریدن
English: to cut out
Ich muss dir jetzt die Zunge herausschneiden, damit du es nicht weitererzählst.
باید الان زبانت را ببرم که دیگر جایی تعریف نکنی.
«herausschneiden» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.